از زمین ما تا آسمان ما
شامگاه چهاردهم شعبان...
ریسههای چراغانی، بالای سرم
لیوانهای یکبار مصرف، زیر پایم.
(قرص کامل ماه را بیخیال شو برادر، چای نذری را بچسب)
عارفی که میشناسم-2
سهشنبه شب، سهراه کاشانی، زیر زمین خانهی شریف و کوچکی که به خانهی کودکیهایم میمانست/ در جشن ازدواجی که میهمانان کت و شلوارپوش، اقلیت مطلق بودند/ با ترانههای عباس قادری و جواد یساری... چه بیدریغ و مومنانه میرقصید.
+ نوشته شده در چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 0:50  توسط علی کاظمیان
|
