پسر شانزده سالهی سبزهرو وقتی با سینی گرد مسی برای جمع کردن سفرهی غارتشده پیش آمد، چشمش به من افتاد که پس از زیادهروی در خوردن شام، به شکل منزجرکنندهای لم داده بودم و آدامس میجویدم. پسر بیدرنگ به کارش مشغول شد، بیهیچ احساسی.
+ نوشته شده در پنجشنبه 18 مرداد1386ساعت 3:28  توسط علی کاظمیان
|
