نقطه
هرکس اسماعیلی دارد... اسماعیلهایی دارد، یکی ابراهیم است که پس از سالها بیفرزندی، نوبرش را میبرد به قربانگاه، یکی هم مثل بنده (و امثال بنده)که جان بدهد اسماعیل "قدرت و ثروت و منزلت"از کف نمیدهد.
از میان این اسماعیلهای ناقصالخلقهی بنده هم،یکی این وبلاگ است که نه مثل آدم، آب ونانش میدهم تا جان بگیرد، و نه از خیر و شرش درمیگذرم. یکبار هم که همین چندماه پیش بهجای اسماعیل خواستم ابراهیمش کنم و در آتشش افکندم بلکه سیاوشی شود و گلستانی بسازد، باز گویا دلم نیامد و بعد چند ماهی، تنسوختهتر از آنسو بهدر آمد.
این سهشنبه عید قربان است و پروژه چندماههی سهشنبهنویسیها قرار است رسما خیر و شرش کنده شود! میش و گوسفند و بزغالهی احتمالی هم عمرا اینبار چاقو را کند نخواهد کرد.
با او که این سهشنبهی عید به دستش میآورم، آن "عاشقانههای ناآرام" هم به سرمیرسد، و این یعنی نقطهای بر انتهای ورقهی آزمون سهشنبهنویسیها.
از تو که ناظر این آزمون و مصحح این اوراق بودی، سپاس.
+ نوشته شده در دوشنبه 18 آذر1387ساعت 1:52  توسط علی کاظمیان
|
